السيد الطباطبائي

مقدمة 18

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )

بوده در آن زمان كه همه اهل حديث در پاسخ پرسش كنندگان گستاخ اين گونه مسائل مىگفته‌اند عين همين جمله از احمد بن حنبل نقل شده است شبلى نعمان در جلد اول تاريخ علم كلام مىگويد رويه محدثين و فقهاء اين بود كه جز با همكيشان خود با اهل هيچ كيش و مذهبى معاشرت نمىكردند و جهت آن يكى اين بود كه آنها معاشرت با غير را خوب نمىدانستند و ديگر اينكه در تلاش و جستجوى احاديث و تفحص و تحقيق در نقل و روايت مجال اينكه به كار ديگرى پردازند نداشتند و نتيجه اين مىشد كه صداى مخالف مذهب بسمع آنها نمىرسيد و اعتراضاتى كه عليه اسلام مىشد از آن به كلى بى خبر بودند طرف صحبت و خطاب آنها فقط گروه پيروان و معتقدين خود بود و ايشان هم آنچه كه بانها گفته مىشد بدون عذر قبول مىنمودند اين مردم وقتى كه از محدثين مىپرسيدند كه خدا وقتى كه جسم نيست چگونه بر عرش ممكن است متمكن باشد در جواب مىگفتند الكيف مجهول و السؤال بدعه كيفيت آن نامعلوم و سؤال هم بدعت است و آن بيچاره ها هم خاموش مىنشستند و لذا براى محدثين براى رفع اين ابهام ضرورتى پيدا نمىشد بر خلاف متكلمين خاصه معتزله كه با مردم هر فرقه و مذهبى مراوده داشتند و مخصوصا با آنها مناظره و مباحثه مىكردند و چون جواب تحكمانه و آمرانه در مورد آنها بى نتيجه بود مجبور بودند اصل حقيقت را اظهار دارند و عقده اجمال و ابهام را بگشايند [ 1 ] . ولى وقتى كه به سيره شخص رسول اكرم و خاندانش مراجعه مىكنيم هرگز به چنين جوابهاى تحكمانه و آمرانه و به اصطلاح سر بالا

--> [ 1 ] تاريخ علم كلام صفحه 11 12 .